از خودمان بترسیم
«یا مَن سَبَقت رحمتُهُ غضَبَه»*
کوره چیزی ست که هروقت عشقمان بکشد و دلمان بخواهد از آن در می رویم، به درک که به هرکجا و هرچیزی هم که در مسیر بود، خوردیم. چشم های بسته چیزهایی ست که آنها را موقع عصبانیت روی صورت هایمان می چسبانیم. نسبت دادن، چیزی ست که وقتی حالمان خوش نباشد آن را به طرف آدم ها پرتاب می کنیم با هر رنگ و بو و شکلی. پیش دستی کردن هم فقط به معنی چیدن بشقاب های کوچک جلوی میهمان ها نیست. پیش دستی خودمان هستیم که مدام جلوتر از فکرهایمان راجب آدمها در حال دویدنیم، همیشه و هر جا. چه با عصبانیت و چه بدون آن. تحمل هم به گمانم یعنی حمل کردن ت ت ت ... ببخشید من لکنت زبان دارم. می شود ت ت ت حملم کنید؟
پی نوشت: بهتر است به جای ترساندن عالم و آدم از خدای خشمگین، فقط از خودمان بترسیم!
* از دعای جوشن کبیر
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۴/۱۹ ساعت 15:39 توسط معکوس ماهی